درسنامه آموزشی زیست شناسی (1) کلاس دهم رشته تجربی
فصل 3- گفتار 2: تهویۀ ششی
تهویۀ شُشی شامل دو فرایند دم و بازدم است. برای درک چگونگی دم و بازدم، لازم است ابتدا با ساختار و عمل ششها آشنا شویم.
شُشها
ششها درون قفسۀ سینه و روی پردۀ ماهیچهای میان بند قرار دارند. شش چپ به علت مجاورت با قلب، از شش راست قدری کوچکتر است. بیشتر حجم ششها را کیسههای حبابکی به خود اختصاص دادهاند و ساختاری اسفنجگونه را به شش میدهند. مویرگهای خونی فراوان، که اطراف کیسههای حبابکی را همچون تار عنکبوت احاطه کرده، دیگر بخش فراوان در ششها است. بنابراین شش را میتوان عمدتاً مجموعه ای از نایژهها، نایژکها، کیسههای حبابکی و رگها دانست که از بیرون بافت پیوندی آن را احاطه میکند.
هر یک از ششها را پردهای دو لایه به نام پردۀ جنب فراگرفته است (شکل 12). یکی از لایههای این پرده، به سطح شش چسبیده و لایۀ دیگر به سطح درونی قفسۀ سینه متصل است. درون پردۀ جنب، فضای اندکی است که از مایعی به نام مایع جنب، پر شده است. فشار این مایع از فشار جَو کمتر است و باعث میشود ششها در حالت بازدم، کاملاً جمع نشوند، در صورتی که قسمتی از قفسه سینه سوراخ شود، ششها جمع میشوند.
ششها دو ویژگی مهم دارند: یکی پیروی از حرکات قفسۀ سینه و دیگری ویژگی کشسانی. هنگامی که حجم قفسۀ سینه افزایش مییابد، ششها باز میشوند. در نتیجه، فشار هوای درون ششها کم شده، هوای بیرون به درون ششها کشیده میشود. اما باید توجه داشت که به علت ویژگی کشسانی، ششها در برابر کشیده شدن، مقاومت نیز نشان میدهند و تمایل دارند به وضعیت اولیۀ خود بازگردند. ویژگی کشسانی ششها در بازدم نقش مهمی دارد.
دم، فرایندی است که در نتیجۀ افزایش حجم قفسۀ سینه رخ میدهد. در این رویداد، دو عامل دخالت دارد. اوّل، ماهیچۀ دیافراگم (میانبند) که در حالت استراحت، گنبدی شکل است اما وقتی منقبض میشود، به حالت مسطح درمیآید. دوم، انقباض ماهیچههای بین دندهای خارجی که دندهها را به سمت بالا و جلو جابهجا میکند و جناغ را به جلو میراند (شکل 14).
با به استراحت در آمدن ماهیچۀ میانبند و ماهیچههای بین دندهای خارجی، و بر اثر ویژگی کشسانی ششها، حجم قفسۀ سینه و در نتیجه، حجم ششها کاهش مییابد و هوای درون آنها به بیرون رانده میشود. در بازدم عمیق، انقباض ماهیچههای بین دندهای داخلی و نیز ماهیچههای شکمی، به کاهش حجم قفسۀ سینه کمک میکند.
فعّالیت (صفحهٔ 41 تا 42 کتاب درسی)
تشریح شش گوسفند

1) ویژگی ظاهری: شش به علت دارا بودن کیسههای حبابکی فراوان، حالتی اسفنج گونه دارد. شش راست از شش چپ بزرگتر است. شش راست از سه قسمت یا لَپ (لوب) و شش چپ از دو قسمت تشکیل شده است.
2) تشخیص شش راست و چپ: اگر در نمونهای که تهیه کردهاید مری نیز وجود دارد، به محل قرارگیری آن توجه کنید. نای در جلو و مری درپشت قرار گرفته است و به این ترتیب میتوانید سطح جلویی و پشتی نای و ششها (و در نتیجه راست و چپ آنها) را نیز مشخص کنید.
مری را جدا کنید. برای تشخیص سطح جلویی و پشتی نای در حالتی که مری از آن جدا شده است، کافی است به یاد داشته باشید که غضروفهای نای C شکلاند. این وضعیت باعث میشود که در نای، قسمت دهانهٔ حرف C از سایر قسمتها نرمتر باشد. با لمس کردن، این قسمت را پیدا کنید. این قسمت، محل اتصال نای به مری و بنابراین سطح پشتی نای است.
3) بررسی ویژگی کشسانی ششها: با یک تلمبه از نای به درون ششها بدمید و قابلیت کشسانی ششها را مشاهده کنید.
4) بررسی ساختارهای درونی: نای را از قسمت نرم آن (دهانۀ حرف C) در طول، برش دهید تا به نزدیکی ششها برسید. در نای گوسفند، قبل از دو نایژۀ اصلی، یک انشعاب سوم هم مشاهده میشود که به شش راست میرود. مدخل این انشعاب و سپس نایژههای اصلی را مشاهده کنید.
برش طولی نای را از مدخل نایژۀ اصلی ادامه دهید. دقت کنید که بریدن نایژۀ اصلی به سادگی نای نیست و این بهعلت ساختار غضروفهای نایژه است که در ابتدا به صورت حلقۀ کامل و بعد به صورت قطعه قطعه است. در طول نای، مدخلهای نایژههای بعدی قابل مشاهده است.
اگر تکهای از شش را ببُرید، در مقطع آن سوراخهایی را مشاهده میکنید که به سه گروه قابل تقسیماند. نایژهها، سرخرگها و سیاهرگها. لبۀ نایژهها بهعلت دارا بودن غضروف، زبر است و به این ترتیب از رگها قابل تشخیص است. سرخرگها دیوارۀ محکمتری نسبت به سیاهرگها دارند و بههمین علت، برخلاف سیاهرگها دهانۀ آنها حتی در نبود خون هم باز است اما دهانۀ سیاهرگها در نبود خون بسته است.
اگر تکهای از شش را ببرید و در ظرفی پر از آب بیندازید خواهید دید که روی سطح آب شناور میماند. چرا؟
به دلیل وجود حبابکهای زیادی که در آن وجود دارد، مقداری هوا باقی میماند و سبک بودن آن و چگالی کمتر
حجمهای تنفسی
مقدار هوایی که به ششها وارد یا از آن خارج میشود به چگونگی دم و بازدم ما بستگی دارد. بنابراین، حجمهای مختلفی از هوا را میتوان به شش وارد و یا از آن خارج کرد. حجمهای تنفسی را با دستگاه دَمسنج (اسپیرومتر) اندازه میگیرند. نموداری که دمسنج از دم و بازدمهای فرد رسم میکند، دَمنگاره (اسپیروگرام) نامیده میشود (شکل 14). تحلیل دمنگاره در تشخیص درست بیماریهای ششی کاربرد دارد.
به مقدار هوایی که در یک دم عادی وارد یا در یک بازدم عادی خارج میشود حجم جاری میگویند. حجم جاری حدود $500mL$ است. از حاصل ضرب حجم جاری در تعداد تنفس دردقیقه، حجم تنفسی در دقیقه بهدست میآید.
اما میدانیم که با دم یا بازدم عمیق میتوانیم مقدار بیشتری هوا را به ششها وارد یا از آنها خارج کنیم. حجم ذخیرۀ دمی، به مقدار هوایی گفته میشود که میتوان پس از یک دم معمولی، با یک دم عمیق، به ششها وارد کرد. حجم ذخیرۀ بازدمی، به مقدار هوایی گفته میشود که میتوان پس از یک بازدم معمولی، با یک بازدم عمیق از ششها خارج کرد. حتی بعد از یک بازدم عمیق، مقداری هوا در ششها باقی میماند و نمیتوان آن را خارج کرد. این مقدار را حجم باقی مانده مینامند. حجم باقی مانده، اهمیت زیادی دارد چون باعث میشود حبابکها همیشه باز بمانند. همچنین تبادل گازها را در فاصلۀ بین دو تنفس ممکن میکند.
باید توجه کرد که بخشی از هوای دمی در بخش هادی دستگاه تنفس میماند و به بخش مبادلهای نمیرسد. به این هوا که در حدود 150 میلی لیتراست، هوای مرده میگویند. مقدار حجمها در فرد سالم، به سن و جنسیت او بستگی دارد.
ظرفیتهای تنفسی
ظرفیت تنفسی، مجموع دو یا چند حجم تنفسی است. ظرفیت حیاتی مقدار هوایی است که پس از یک دم عمیق و با یک بازدم عمیق میتوان از ششها خارج کرد و برابر با مجموع حجمهای جاری، ذخیرۀ دمی و ذخیرۀ بازدمی است. ظرفیت تام، حداکثر مقدار هوایی است که ششها میتوانند در خود جای دهند و برابر است با مجموع ظرفیت حیاتی و حجم باقیمانده.
فعّالیت (صفحهٔ 43 کتاب درسی)
ظرفیت ششهای افراد مختلف مساوی نیست. با ساختن دستگاهی مانند شکل زیر، میتوانید گنجایش ششهای خود و همکلاسیهایتان را اندازه بگیرید. گنجایش ظرف وارونه، حداقل باید پنج لیتر باشد. در ابتدا، ظرف را از آب پر و سپس در تشت وارونه کنید.
ابتدا نفس بسیار عمیقی بکشید و بعد تاجایی که میتوانید در لوله فوت کنید. هنگام فوت کردن بینی خود را بگیرید.

1) آیا عددی که در اینجا نشان داده میشود، ظرفیت واقعی ششهای شماست؟ دلیل بیاورید.
خیر، عدد حاصل ظرفیت واقعی را نشان نمیدهد. زیرا همیشه بین نیم تا یک لیتر هوا در ششها باقی میماند و از ریه خارج نمیشود.
2) چگونه میتوانید به کمک این دستگاه، مقدار هوای دم و بازدم خود را نیز اندازه بگیرید؟
هنگام دم با مکش ایجاد شده سطح آب بالا میآید و در بازدم پایین میرود. با توجه به مندرج بودن ظرف میتوانیم هوای دم و بازدم را اندازهگیری کنیم.
سایر اعمال دستگاه تنفس
تکلم: حنجره محل قرارگیری پردههای صوتی است. این پردهها حاصل چینخوردگی مخاط به سمت داخلاند. پردههای صوتی صدا را تولید میکنند. شکلدهی به صدا به وسیلهٔ بخشیهایی مانند لبها و دهان میگیرد.
سرفه و عطسه: چنانچه ذرات خارجی یا گازهایی که ممکن است مضر یا نامطلوب باشند به مجاری تنفسی وارد شوند، باعث واکنش سرفه یا عطسه میشود؛ در این حالت هوا با فشار از راه دهان (سرفه) یا بینی و دهان (عطسه) همراه با مواد خارجی به بیرون رانده میشود (شکل 15). در افرادی که دخانیات مصرف میکنند، به علت از بین رفتن یاختههای مژکدار مخاط تنفسی، سرفه راه مؤثرتری برای بیرون راندن مواد خارجی است و به همین علت اینگونه افراد به سرفههای مکرر مبتلا هستند.
تنظیم تنفس
دم، با انقباض میان بند و ماهیچههای بین دندهای خارجی آغاز میشود. انقباض این ماهیچهها با دستوری انجام میشود که از طرف مرکز تنفس در بصلالنخاع صادر شده است (شکل 16). با پایان یافتن دم، بازدم بدون نیاز به پیام عصبی، با بازگشت ماهیچهها به حالت استراحت و نیز ویژگی کشسانی ششها انجام میشود.
تنفس، مرکز دیگری هم دارد که در پل مغز، واقع است و با اثر بر مرکز تنفس در بصلالنخاع، دم را خاتمه میدهد. مرکز تنفس در پل مغز میتواند مدت زمان دم را تنظیم کند.
افزایش کربن دیاکسید و کاهش اکسیژن خون نیز از عوامل مؤثر در تنظیم تنفساند.